الشيخ السبحاني

113

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)

غرض‌ورزى بگويد كه خداپرستان براى آن‌چه در اين جهان رخ مىدهد علت طبيعى معتقد نيستند . اگر شما به كتاب‌هاى دانشمندان يونان باستان و نگارش‌هاى فلاسفهء اسلام مراجعه كنيد خواهيد ديد كه آنان غالباً فلسفهء الهى را با علوم طبيعى در يك جا تدوين مىكرده‌اند و معمولًا بخشى از كتاب‌هاى خود را به فلسفهء الهى و بخشى ديگر را به بيان اسرار طبيعى اختصاص مىداده‌اند . كتاب‌هاى فلسفى و طبيعى شيخ الرئيس ، فارابى ، خواجه نصير و ساير دانشمندان اسلامى هنوز در حوزه‌هاى علميه تدريس مىشود و بيشتر آنها در بسيارى از مباحث از نوشته‌هاى يونان باستان خصوصاً ارسطو و افلاطون و ديگر نوابغ يونان استفاده نموده‌اند و همهء اين كتاب ها داراى دو بخش است ؛ بخشى در علوم طبيعى كه شامل بسيارى از علوم و رشته‌هاى طبيعى است و بخشى دربارهء ماوراى طبيعت از قبيل خدا و صفات خداست . نقطه‌اى كه اين دو مكتب از هم جدا مىشوند اكنون كه نقطهء اتحاد و اتفاق اين دو مكتب روشن شد بايد به نقطهء اختلاف و جدايى اين دو گروه آشنا گرديم : مادى مىگويد : پس از تجزيهء ذرات و اجزاى مختلف موجودات به اين نتيجه مىرسيم كه جهان كنونى از جمله منظومهءشمسى معلول انفجار بزرگى است كه به اين صورت در آمده است و جهان پس از انفجار به صورت ذراتى بىشمار ، در فضاى بىكران ، متحرك و سرگردان بوده و پس از يك سلسله حركات و فعل‌وانفعالات به صورت كنونى در آمده است . خداپرستان مىگويند : درست است كه موجودات جهان ماده از ذرات بىشمار تشكيل شده ، ولى حركات نامنظم و فعل و انفعالات پياپى و هر گونه انفجار خودسر ، بدون مداخلهء نيروى عظيمى كه علم و قدرت و حكمت